4 out of 5 stars
rating
ایوب به عنوان سرباز معلم مشغول به خدمت است و پس از پایان دوره خدمتش به زادگاه خودش اردبیل بر میگردد. سوری آن قدر عاشق ایوب بود که در آن زمان و در شرایط سخت از روستای الموت قزوین به اردبیل می رود و آنجا سکونت میکند تا ایوب را ببیند؛ غافل از اینکه ایوب زن و بچه دارد؛ تا اینکه